ادامه ی تفسیر سوره ی عادیات
علم ذات الهی حضوری است چون عالم محضر خداست
آیا ائمه مانند خدا همه چیز ما را میدانند؟ نه اینگونه نیست و این علم مختص خداست. علم ائمه علم ارادی است و اگر امام معصوم اراده کند چیزی را بداند از آن چیز اطلاع پیدا می کند و امام حکیم است و چیزی را اراده می کند بداند که به دانستن آن نیاز داشته باشد.
ادامه ی تفسیر سوره ی عادیات ، مهدیه مشهد
آیت الله علم الهدی در ادامه ی تفسیر سوره ی عادیات به ادامه ی تفسیر آیات آخر این سوره پرداخته و بیان داشتند: نکاتی در مورد آیه ی " ان ربهم بهم یومئذ لخبیر" وجود دارد اما نکته ی محوری در مورد این آیه در مورد "خبیر" است و "خبیر" با "علیم" فرق دارد "خبیر" اطلاعاتی است که به صورت تجربی و آزمایشی یا با سند و مدرک بدست آورده باشد اما علیم به معنی عالم است که این علم از هر طریقی امکان حصول دارد.
ایشان در بحث "خبیر" افزودند: علت استفاده خبیر در این آیه برای خدا چیست؟ استفاده از خبیر برای ذات مقدس الهی از یک جهت اشکال دارد چون حصول دانایی از طریق آزمایش و تجربه و اسناد دلالت بر جهل قبلی فرد دارد. خداوند عالم به همه چیز و همه ی اسرار و رموز و اعمال انسان قبل از انجام عمل است و این آگاهی بر مبنای علم بوده نه تجربه و آزمایش و...
آیت الله علم الهدی در ادامه بیان کردند: علم به دو شکل است، علم حضوری و حصولی. علم حضوری عبارت است از آنچه که بین علم و معلوم فرق و فاصله ای نیست. علم حصولی علمی است که برای بدست آوردن آن مقدماتی لازم است. علم ذات الهی حضوری است چون عالم محضر خداست و هستی با تمام ظواهر در محضر خداوند حاضر است و نیاز به تحصیل و مقدمات ندارد و خدا همه چیز را می داند.
ایشان در ادامه افزودند: آیا ائمه مانند خدا همه چیز ما را میدانند؟ نه اینگونه نیست و این علم مختص خداست. علم ائمه علم ارادی است و اگر امام معصوم اراده کند چیزی را بداند از آن چیز اطلاع پیدا می کند و امام حکیم است و چیزی را اراده می کند بداند که به دانستن آن نیاز داشته باشد.
آیت الله علم الهدی در مورد چشم برزخی افزودند: اصل چشم برزخی خرافات است، شاید در ارتباط برخی افراد با شیاطین یک مناظری را برای فرد ایجاد می کنند که شاید درست باشد، در اینجا علم دیگری مطرح می شود به نام علم لدنی که در سوره ی کهف به آن اشاره شده است و به این علم به نام رحمت خدا از نزد خداوند تعبیر شده و خضر نبی داشت اما موسی نداشت.